امروز خوب نبود. فرقی با دیروز نداشت، ولی ناامید بودم. از اینکه کسی حمایت نمیکنه. از اینکه ناشر جواب نمیده. از اینکه تنهای تنهام. حتما کسانی حمایت کردن، ولی خب خبردار نشدم. خودم از ا و کتابش حمایت کردم تا جای ممکن، هیچکس این شکلی از من پشتیبانی نکرد. نه فقط از ا، از آدمهای دیگه هم حمایت کردم همیشه. باید شکرگذار باشم که در شرایطی هستم که میتونم حمایت کنم، نباید نگران چیزی باشم، ولی خب باز تو دلم میمونه که برای من کسی نبود.
به کتابخونهها ایمیل زدم. اول دو تا جواب رد گرفتم. اون هم شد قوز بالا قوز.
بعد ولی سه تا جواب مثبت گرفتم. ولی خسته و ناتوانم. سخته تنهایی، سخته
Comments
Post a Comment