یه چرخه رفتار اشتباهم اینجوریه که وقتی پرانرژی میشم، تصمیم میگیرم هزار کار انجام بدم. بعد خب معلومه نمیرسم بهشون، بعد افسرده میشم. حالا این چرخه ممکنه چند روز باشه یا چند ساعت حتی! یه چیزهایی باعث میشه پرانرژی بشم، گاهی حتی یه چیزهای کوچیکی مثل یه جمله قشنگ،خوندن یه کتاب، یا دیدن یه فیلم خوب. از روی مبل بلند میشم و میگم دیگه شروع میکنم. الان در شرایطی هستم که میتونم هر کاری دوست دارم بکنم. هم وقت دارم و هم توانایی. دیگه جوان و جاهل هم نیستم. پس دلا تا میتوانی کاری بکن! بعد شروع میشه. سفال رو شروع کردم. نقاشی. بعد دلم میخواد یه درسی بخونم. میگردم کمی دنبال درس. بعد ترس میاد سراغم. و همینطور ایده پشت ایده. یاد گرفتن سبکهای هنری. شناختن آثار هنری معروف دنیا، مثلا وقتی یه مجسمه ببینم بشناسم این مجسمه چیه، چه فکری پشتش بوده، چه کسی و چه سالی اون رو ساخته و... بعد گاهی چند تا کتاب سفارش میدم، چند تا تدتاک نگاه میکنم، بستگی داره دوره چه مدت طول بکشه و بعد حجم زیادش من رو میترسونه. رشته کار از دستم در میره. نمیدونم چطور ادامه بدم. هر کاری رو شروع میکنم احسا...
Posts
Showing posts from May, 2021
- Get link
- X
- Other Apps
امروز کلاس «گارنیش» دارم. این مدت چون کلاسهای آنلاین زیاد شد، تونستم الکی الکی کلاس برم. این قسمتش خوب بود برام. راستش حتی به کرونا هم عادت دارم میکنم، دیگه نگران نیستم، انگار عادت کردم به یه سری کارها و مراقبت. سعی میکنم به خانوادهام در ایران فکر نکنم. به دلتنگی. نه که نگرانشون نباشم. از همه نظر، هم از نظر اقتصادی، هم از نظر سلامتی. نگران همه ایران، حتی نگران خشک شدنش... به قسمت دلتنگی سعی میکنم فکر نکنم. به بچه خواهرم که فقط وقتی به دنیا آمد دیدمش و الان داره حرف میزنه کمکم. فیلم میفرستن برامون. نشسته رو میز و داره مداد میجوه. بهش میگن چی تو دهنته؟ کجا نشستی؟ یه جوری یه پاش رو میذاره رو مبل و خودش رو کج میکنه و حالت به تخ*ممی میگیره که خیلی خوبه. البته بالاخره موفق میشن راضیش کنن بره رو مبل بشینه ولی خیلی بامزه است. بعد از حدود پنج ماه امروز نوکمداد رفت مدرسه. البته فردا باز نمیره، هفته دیگه باید بره و خوبه خودش حواسش هست. سعی میکنم......و به نظرم همین تسلیم نشدن، سعی کردن و جنگیدن چیز خوبیه