مستم و خیلی خوبه.

چرا صدای ماشین ظرقشویی نمی‌آد دیگه؟

کاش یکی یه آهنگ قشنگ می‌ذاشت.

مستی چقدر خوبه.

خب گذاشته خودم یه آهنگ قری. حالا نمی‌تونم تمرکز کنم. امروز آمد و بهم گفت باید تصویر بزرگ‌تر رو دید. خودش رو می‌گفت و میم رو. من دیروز بهش گفتم تو سپتامبر بیام بریم کمپینگ، دوتایی. گفت ای‌ول. بار قبل پرسید خطرناک نیست؟ یعنی بعدها بخونم یادم می‌اد کی رو می‌گم و چی رو ؟ خسته نیستم دیگه. یه زمانی فقط خسته بودم. الان مثل آتشفشان در حال انفجارم. کاری باید کنم. 

کاری

کاری

کاری

آهنگ عالم عشق از بانو حمیرا. خیلی خوبه. می‌شه باهاش رقصید. با کفش پاشنه بلند. تنهایی. وقتی او هم داره تنهایی یه گوشه دیگه اتاق می‌رقصه. زندگی فقط همین نیست. یا هست. پس چیه؟ چرا اینقدر احساسات مهمه برام؟ چرا نباشه؟ تصویر ذهنی من همیشه اون لحظه مرگه، وقتی داره همه چیز تموم می‌شه، فکر می‌کنم اون لحظه به چی فکر می‌کنم، چی برام مهمه؟

چی برات مهمه؟

Comments

Popular posts from this blog