این پریود لعنتی نمی‌دونم چیه آدم به درد و بدبختیش عادت نمی‌کنه! باز خوبه با بالا رفتن سن دیگه وسط شب غرق در خون از خواب بیدار نمی‌شم و نصف شبی مجبور نیستم روتختی عوض کنم و یه دست لباس بشورم!! 

خوشحالم اینجا رو دارم. هیجانش مثل داشتن یه دونه جدیده که می‌ذاری تو آب و باید منتظر بمونی، تصور کن ندونی دونه چیه حتی، نمی‌دونی قراره چه شکلی بشه، میوه بده یا نه، درخت بشه یا بته، گل بده یا  فقط برگ‌های سبز درخشان داشته باشه.

اینجا رو دوست دارم

Comments

Popular posts from this blog